من تشنه خون رییسعلی هستم، چون جد او قاتل پسر عموی من است و مدتهاست که منتظرم با یک گلوله او را سوراخ کنم.
امروز ۲۲ مرداد صد و ششمین سالگرد قیام رییسعلی دلواری و دلیران دشتی و تنگستان علیه قوای انگلیس در سال ۱۲۹۴ شمسی است.
تاریخ اشغال
ابتدا پرتغالیها بندرهای ریگ و گمبرون (بندر عباس) و جزایر هرمز و قشم را در قرن شانزدهم میلادی و در سال ۸۸۵ شمسی به اشغال درآوردند.
براساس کتاب تاریخ عالم آرای عباسی، کتابی درباره تاریخ پادشاهان صفوی، امامقلی خان، حاکم فارس و از سرداران شاه عباس صفوی ۱۱۶ سال بعد در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ۱۰۰۱ شمسی با به خدمت گرفتن پیاده نظام خود و با حمایت نیروی دریایی کمپانی هند شرقی، براساس عهدنامهِ بین شاه عباس صفوی و پادشاهی بریتانیا، به جنگ سپاه پرتغالیها رفت و موفق شد اشغالگران را که سه جزیره هرمز، قشم و بندر گمبرون (بندر عباس) را اشغال کرده بودند، از هر سه جزیره بیرون کند که این واقعه تاریخی ۳۸۳ سال بعد یعنی در سال ۱۳۸۴ شمسی در تقویم رسمی ایران به روز خلیج فارس، نام گرفت.
بعد از آن سپاه هلندیها در قرن هفدهم میلادی و در سال ۱۱۳۲ شمسی جزیره خارگ را اشغال کردند که پس از ماهها مقاومت و مبارزه مردم سلحشور جنوب کشور مجبور به فرار از این جزیره شدند.
اما کمپانی هند شرقی و حامیان به ظاهر دلسوز بریتانیایی که خود را در آزاد کردن جنوب ایران از اشغال پرتغالیها شریک میدانستند رفته رفته سلطه خود را بر منطقه خلیج فارس و استانها و جزایر جنوبی ایران بیشتر و بیشتر کردند.
نفوذ قوای بریتانیای کبیر و اشغال خاک جنوب ایران از ابتدای قرن بیستم میلادی، ماهها قبل از آغاز جنگ جهانی اول رفته رفته بیشتر و بیشتر شد و سیاستمداران و تاجران بریتانیایی تا پایان انقراض سه پادشاه قاجار و دو پادشاه پهلوی در دربار آنان مقیم شدند.
ایران در غائله جنگ جهانی اول که چهار سال طول کشید، با وجود اعلام بی طرفی احمدشاه قاجار از شمال و جنوب مورد هجوم نیروهای نظامی روس و بریتانیا قرار گرفت.
هم زمان با این جنگ و تصرف ایران و عراق توسط قوای اشغالگر بریتانیا، آیت الله محمدتقی شیرازی ملقب به میرزای کوچک از مراجع بزرگ ایران و عراق و از روحانیون استقلالطلب عراق فتوایی با مضمون وجوب نبرد با انگلیسیها صادر کرد.
متن فتوا به این شرح بود: «چون در این ایام عفت فرجام هجوم کفار بر ممالک اسلامیه عینا مشهود و بر احدی مستور نیست پس بر کافه مسلمین لازم و واجب است که کمر حمایت از اسلام را محکم بسته، در مقصد اتحاد و دفاع از استیلا کفار و اعادی دین مالا و روحا و نفسا ساعی و جاهد باشند تا این که بیضه اسلام و ممالک اسلامیه از غلبه کفار، محروس و مشاهد مشرفه و اذان و اقامه و نحو آنها که از شعایر اسلام است، مبدل به کنایس و نواقیس و نحو آنها که از عالیم عبده اوثان است نگردد.»
و رییسعلی دلواری و دلیران دشتی و تنگستان از این زمان که مصادف با ۲۲ مرداد ۱۲۹۴ شمسی بود، کمر به مبارزه با اجنبی بستند و وارد جنگهای پارتیزانی و نامنظم با قوای انگلیس شدند. این وضعیت تا ۲۰ روز بعد ادامه داشت، اما ۱۱ شهریور ۱۲۹۴ رییسعلی دلواری گرفتار خیانت یکی از نیروهایش شد و شلیک از پشت سر به شهادت رسید و جانش را در راه آزادی وطن و مبارزه با اشغالگران انگلیسی اهدا کرد.
رییسعلی کیست
پدر رییسعلی، زائرمحمد ملقب به رییس محمد و معین الاسلام، کدخدای دلوار و از طایفه لرهای نورآباد ممسنی و مادرش شهین دختر علی از طایفه فولادی باغک تنگستان بود.
اگر چه در اسناد سجلی، سند تایید شدهای برای تعیین اصالت رییسعلی وجود ندارد، اما در مصاحبهای که محمود نامور، خواهرزاده ایشان در سال ۱۳۷۳ شمسی انجام داد، رییسعلی از طایفه لرِ نورآباد ممسنی معرفی شد.
او در این مصاحبه گفت: «در دوره حکومت زندیه سه برادر به نامهای احمد محمد، حسن محمد و محمد محمد از ناحیه نورآباد ممسنی به استان بوشهر مهاجرت کردند. احتمالاً دلیل این مهاجرت، درگیریهای قبیلهای و اختلافات درون ایلی بود.
سواد رییسعلی در حد سواد مکتبخانهای و خواندن قرآن و حافظ و سعدی و نوشتن اعداد و کلمات فارسی بود. او سخت به فنون نظامی، اسب سواری و تیراندازی علاقمند بود و در این رشتهها مهارت و تبحر چشمگیری داشت که همین مهارت در قیام علیه نظامیان انگلیسی موجب غلبه وی در میدانهای متعدد نبرد بر علیه قوای اشغالگر شد.
او چهار بار ازدواج کرد و از ازدواج سومش یک فرزند به نام عبدالحسین معروف به بهادر و یک نوه به نام گل اندام باقی ماند.
غیرت رییسعلی
به دنبال این تصرف، تجار و بازرگانان انگلیسی که امتیاز ورود و خروج کالا در جنوب ایران را در اختیار داشتند احساس خطر کرده و از بیم از دست رفتن منافع سرشار در ایران خواستار سرکوب قیام انقلابیون شدند. قشون نظامی انگلیس نیز دست به اسلحه شدند و حدود پنج سال با دلیران دشتی و تنگستان درگیر جنگهای نامنظم و پارتیزانی شدند. این وضعیت تا جنگ جهانی اول در مرداد ۱۲۹۳ ادامه یافت.
در کشاکش درگیریهای پارتیزانی و حضور پررنگتر نیروهای نظامی انگلیس در جنوب کشور، انقلاب بلشویکی در روسیه اتفاق افتاد و قشون روس از شمال ایران خارج شدند.
در همین زمان دلیران دشتی و تنگستان نیز بر شدت حملات خود بر علیه انگلیسیها افزودند. در یکی از شبیخونها که در تاریخ ۲۱ تیر ۱۲۹۴ شمسی اتفاق افتاد، دو ژنرال بلندپایه انگلیسی همراه با دهها سرباز انگلیسی و هندی کشته شدند. این اتفاق باعث خشم دولت انگلستان و ورود شبانه قشون نظامی تازه نفس در تاریخ ۱۷ مرداد ۱۲۹۴ به جنوب ایران و اشغال بوشهر شد.
نیروهای انگلیس نیز خانههای مردم را ویران کردند و نخلهای خرما را از بین بردند و دست به ترورهای کور زدند.
مقدمه قیام
دو ماه قبل از آن که قوای انگلیس بوشهر را اشغال کنند، ژنرال کاکس کنسول انگلیس در جنوب ایران نامهای به شیخ محمدحسین برازجانی، مجتهد با نفوذ دشتستانی نوشت که جواب آن نامه انگیزهی قیام رییسعلی دلواری شد.
کنسول انگلیس در این نامه از آیت الله برازجانی خواست با استفاده از نفوذش در جنوب کشور از آشوب و قیام احتمالی انقلابیون علیه اشغالگران جلوگیری کند. او در این نامه هشدار داد از دشمنی با پادشاهی انگلیس نه تنها سودی عادی کسی نمیشود که بی توجهی به هشدارها و ورود ایران به جنگ با قشون انگلیس موجب اشغال یک سوم خاک ایران توسط قوای متجاوز میشود.
شیخ نیز در پاسخ به ژنرال انگلیسی تمام مصیبتهای مردم ایران به خصوص ساکنان استانهای جنوبی کشور را ناشی از تجاوز اشغالگران انگلیسی دانست و هشدار داد هرگونه اقدام متقابل و انتقامجویانه نظامیان انگلیسی موجب جری شدن و غیرقابل کنترل شدن مردم مبارز جنوب میشود.
رییسعلی که از طریق شیخ در جریان تهدید ژنرال انگلیسی قرار گرفته بود، در چند نوبت به آیت الله برازجانی نامه نوشت و از او برای جهاد و قیام علیه قوای انگلیس کسب تکلیف کرد که سرانجام شیخ با همفکری آیت الله سیدمرتضی مجتهد اهرَمی و آیت الله سیدعبدالحسین لاری و با استناد به حکم جهاد میرزای کوچک و ضمیمه کردن حکم خود بر آن بر وجوب جهاد با کفار انگلیسی و جلوگیری از رخنه قشون متجاوز به بنادر جنوب کشور و لزوم همکاری خوانین مناطق و بسیج مردم مسلمان برای رفتن به میدان جنگ تاکید کرد و خوانهای استان بوشهر را به جهاد فراخواند.
رییسعلی هم که منتظر صادر شدن حکم جهاد بود، خود و تفنگدارانش را آماده مبارزه با قوای انگلیس کرد. او اقدامات مقدماتی را در خانه حاج سیدمحمدرضا کازرونی یکی از دوستان باوفایش برنامه ریزی کرد. حسین خان چاه کوتاهی، زائر خضرخان و خالو حسین دشتی نیز به فاصله کوتاهی، همراه سایر انقلابیون شدند خود و تفنگچیهای تحت امرشان برای دفاع از بوشهر و جلوگیری از پیشروی نیروهای انگلیس اقدام کردند.
رییسعلی در این دیدار از تشکر از همراهی برخی خوانهای جنوب و تفنگداران جان بر کف، قرآن طلب کرد و برخواست و به قرآن تعظیم کرد و آن را با احترام روی میز جلوی خود گذاشت و رو به حاضرین در خانه حاج کازرونی گفت:
که این سخن رییسعلی به قسم نامه دلواری معروف و بین مردم استانهای جنوبی پخش شد.
با اشغال بوشهر از سوی قشون انگلیس، رییسعلی و شیخ حسین و زائر خضرخان همراه با قیام دلیران دشتی و تنگستان علیه اشغالگران انگلیسی، وارد جنگهای نامنظم شدند و به اشغالگران انگلیسی که بالغ بر صدها نفر تخمین زده شدند تلفات سختی وارد شد.
در جریان یکی از حملههای شبانه که قوای خودی به مواضع انگلیسیها حمله کردند، غلامحسین تنگکی به خاطر کینهای قبیلهای به مزدور انگلیسیها در قوای خودی تبدیل شد و در منطقه «تنگک صفر» رییسعلی را در تاریخ ۱۲ شهریور ۱۲۹۴ شمسی از پشت سر هدف گلوله قرار داد و به شهادت رساند.
تنگکی قبل از به شهادت رساندن رییسعلی، خطاب به صاحب منصب انگلیس گفته بود: «من تشنه خون رییسعلی هستم، چون جد او قاتل پسر عموی من است و مدتهاست که منتظر هستم با یک گلوله او را سوراخ کنم.»
پیکر رییسعلی به صورت موقت در زادگاهش به خاک سپرد شده، اما مادر رییسعلی مدتی بعد پیکر فرزندنش را بنا به وصیتش به قبرستان وادی السلام در نجف اشرف منتقل کرد و در آنجا به خاک سپرد. خبر شهادت رییسعلی انعکاس گستردهای در شهرهای جنوبی کشور پیدا کرد و موجب برپایی مجالس ترحیم متعددی توسط روحانیون و مردم استان بوشهر شد.
شهادت او موجب زنده شدن انگیزه و روحیه جهاد در مردم جنوب شد به طوری که نبرد جنوبگان با انگلیسیها پس از شهادت رییسعلی تا پایان جنگ جهانی اول ادامه یافت و تلفات لجستیکی و انسانی زیادی به قشون اشغالگر وارد شد هر چند که این تلفات و مشکلات موجب خروج قشون انگلیس از ایران و رها کردن منابع عظیم خدادادی خلیج فارس نشد.
خانه شهید رییسعلی دلواری در دلوار تنگستان سالها بعد به موزه مبارزه با استعمار تبدیل شد. شورای عالی انقلاب فرهنگی در مصوبهای در سال ۱۳۸۹ شمسی روز شهادت رییسعلی دلواری را به عنوان روز ملی مبارزه با استعمار انگلیس تعیین کرد و ۱۲ شهریور را در تقویم رسمی کشور به نام او نامگذاری کرد.
یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.
منابع:
هژیریان، «دلواری»، ج ۱۸، ص۵۹
نوذری، تاریخ جنبشها و شورشهای معاصر ایران، ۱۳۸۵ ش، ص ۱۶۵
مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، زندگی نامه کامل سردار بزرگ جنوب شهید رییسعلی دلواری







ثبت دیدگاه