پنجشنبه, ۱۱ دی , ۱۴۰۴ Thursday, 1 January , 2026 ساعت ×

آرشیو » بایگانی‌های فرهنگی – صفحه ۱۰۸ از ۵۴۰ – بازتاب خبر

لغو سفرهای کریسمس زیر سایه اُمیکرون
دی ۴, ۱۴۰۰

لغو سفرهای کریسمس زیر سایه اُمیکرون

در پی عواقب ناشی از شناسایی سویه «اُمیکرون»، سفرهای تعطیلات کریسمس در سراسر جهان در مقیاس گسترده لغو شد و به تعویق افتاد.

لغو سفرهای کریسمس زیر سایه اُمیکرون
دی ۴, ۱۴۰۰

لغو سفرهای کریسمس زیر سایه اُمیکرون

در پی عواقب ناشی از شناسایی سویه «اُمیکرون»، سفرهای تعطیلات کریسمس در سراسر جهان در مقیاس گسترده لغو شد و به تعویق افتاد.

کشف لایه عضلانی جدیدی در فک انسان!
دی ۴, ۱۴۰۰

کشف لایه عضلانی جدیدی در فک انسان!

لایه عضلانی جدیدی در فک پایین انسان کشف شد که به نظر می‌رسد نقش مهمی در کمک به جویدن ما دارد.

کشف لایه عضلانی جدیدی در فک انسان!
دی ۴, ۱۴۰۰

کشف لایه عضلانی جدیدی در فک انسان!

لایه عضلانی جدیدی در فک پایین انسان کشف شد که به نظر می‌رسد نقش مهمی در کمک به جویدن ما دارد.

گردشگران خارجی پشت مرزهای ایران ماندند
دی ۴, ۱۴۰۰

گردشگران خارجی پشت مرزهای ایران ماندند

به دنبال ممنوعیت و محدودیتِ دوباره ورود گردشگران خارجی به ایران برای جلوگیری از شیوع بیشتر «اُمیکرون»، رییس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی ایران با اعتراض به این تصمیم، خبر داد: صدور یک‌باره و اجرای آنی این مصوبه، تعدادی از گردشگران را پشت مرزهای ایران نگه داشت.

«پلاسکو ۱۴۰۰»؛ آمادگی برای واگذاری ملکیت به کسبه
دی ۴, ۱۴۰۰

«پلاسکو ۱۴۰۰»؛ آمادگی برای واگذاری ملکیت به کسبه

۳۰ دی ماه سال ۱۳۹۵ بود که آتش به جان دومین ساختمان بلند تجاری پایتخت افتاد، بیش از ۶۰۰ واحد صنفی پوشاک سوخت، میلیاردها تومان خسارت وارد شد و ۱۶ تن از آتش‌نشانان و چند شهروند عادی جانشان را از دست دادند؛ ساختمانی که از علت وقوع آتش‌سوزی آن تا بازسازی مجددش کش و قوس‌های فراوانی را پشت سر گذاشت و حالا بعد از گذشت نیم دهه بازسازی آن به اتمام رسیده و بخش قابل توجهی از مغازه‌هایش به کسبه واگذار شده تا دوباره به مغازه‌های جدید خود نقل مکان کنند.

آیت اللهی که پایش در روغن زیتون سوزانده شد
دی ۴, ۱۴۰۰

آیت اللهی که پایش در روغن زیتون سوزانده شد

پشتِ سر پدرم را طوری با مته سوراخ کرده بودند که انگشت دستم داخل سرش فرو می‌رفت. پاهایش را طوری تا زانو در روغن زیتون سوزانده بودند که گوشت پاهایش پخته و کاملا سوخته بود. دستش را طوری شکسته بودند که از آرنج‌ آویزان بود. بدتر از همه موقع تحویل پیکرشان به ما گفتند: «باید امضا دهی که پدرت به مرگ طبیعی مرد.»